بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 43
کل بازدید : 158728
کل یادداشتها ها : 268
بر توانمندیهایتان سرمایهگذاری کنید و کاستیها را مدیریت کنید. گفتن این جمله بسیار ساده است، اما اجرای آن در طراحی راهکارهای سودمند برای رسیدن به موفقیتهای ارزشمند، دشوار است. ساختن یک زندگی نیرومند و شایسته همواره پر از فراز و نشیبهای فراوانی است.
همراه با متغیرهای گوناگونی مثل خودآگاهی، بلوغ، فرصتها و افراد در پیرامون و کسانی که انگار گریزی از آنها نیست.
اما امکان تجسم یک چشم انداز کاملاً روشن وجود ندارد. حتی اگر بتوانیم گوشهای از آن را تصور کنیم، هر لحظه امکان دارد دچار تحول و دگرگونی شود. زیرا هیچکدام از ما کامل نیستیم. بی تردید مسوولیت انجام اعمال، پذیرش هشدارهای دریافتی و پرداختن به یادگیری بر عهده خود فرد است و هیچ کس دیگری نمیتواند این وظیفه شخصی را بر عهده گیرد.
توانمندی را میتوان عملکردی پیوسته نزدیک به کامل در یک فعالیت تعریف نمود. اما آیا راهی وجود دارد که بتوان به آن توانمندی دست یافت یا به عبارت دیگر آیا میتوان، یا نمیتوان در زمینه ای بهتر شد؟ بدون شک این امکان وجود دارد که بهترین شد، آما آیا تنها با تمرین میتوان به جایی رسید که فعالیتی را پیوسته در حد کمال به انجام رساند؟ و پاسخ این پرسش منفی است. با تمرین همواره نمیتوان کامل شد.
رویکرد دیگر این موضوع در این است که تفاوت بین هوشمندی و توانمندی در چیست؟ مهارتها، آگاهیها، تمرین و خودآگاهی چه نقشی در ساختن توانمندی دارند؟ به هم آمیختن هوشمندی، آگاهی و مهارت، توانمندی انسان را میآفریند و در دستیابی به این قبیل توانمندیها، انسان هوشنمندیهای ذاتی، مهارتها و آگاهیهای خود را به کار میگیرد. در این میان هوشنمندی یک پدیده ذاتی است اما مهارت و آگاهی را میتوان از راه تمرین و آموزش آموخت